تلاقی دو روح پاک در بی‌کرانه‌ها؛ یادبودی برای غفار و حنانه برزگر

«گاه تقدیر، داستان‌هایی می‌نویسد که تلخی‌شان تا سال‌ها بر جانِ یک شهر باقی می‌ماند، اما روشناییِ انسانیتِ قهرمانانش، هرگز خاموش نمی‌شود. امروز در تالار خاطراتِ "باران آرزوها"، یاد و نام مردی را زنده می‌کنیم که خود از ستون‌های مهربانی و ایثار بود؛ مرحوم غفار برزگر. معلمی وارسته و خزانه‌داری امین که در سال‌های آغازین تاسیس موسسه خیریه آرزو (۱۳۸۶ تا ۱۳۹۵)، دوشادوش مدیریت وقت ( دکتر سعید مجردی )، برای تسکین آلام بیماران سرطانی از جان مایه گذاشت. افسوس که پاییز غم‌انگیز سال ۱۳۸۹، او را از ما گرفت و جای خالی‌اش را در صفِ خدمت‌گزارانِ بی‌ادعا باقی گذاشت.

اما یادگار آن عزیز، حنانه نازنین، دختری که سرشار از شور زندگی، شادابی و مهربانی بود، پس از پانزده سال دوری از آغوش پدر، در حادثه‌ای تلخ و ناباورانه به سوی او پر کشید تا "باران آرزوها" بار دیگر در سوگِ این خانواده شریف، بارانی شود. حنانه در اوج نوجوانی رفت، اما نام او و پدرش به پاسِ سال‌ها صداقت، پاکی و ترویج فرهنگِ انسانیت، در جریده عالم ثبت است.

ما امروز نه تنها برای فراقِ دو ساله حنانه و سالیانِ بی‌غفار می‌گرییم، بلکه مرام و مَنشِ آن‌ها را ارج می‌نهیم. داستان این پدر و دختر، روایتی از نیک‌نامی است که در ذهن و رفتار ما تکثیر خواهد شد. روح بلند معلم دلسوز، غفار برزگر و دختر شادابش، حنانه عزیز، در جوار رحمت الهی شاد و همواره در آغوش پرمهر پروردگار، همنشینِ ابدی یکدیگر باشند.»
#باران_آرزوها